السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
664
تفسير الميزان ( فارسي )
نميتواند آنها را از جنايتكارى باز بدارد ، آنها چه مىفهمند حقوق انسانى چيست ؟ . براى اين گونه مردم ، زندان جاى راحتترى است ، حتى وجدانشان هم در زندان آسوده تر است و زندگى در زندان برايشان شرافتمندانه تر از زندگى بيرون از زندان است كه يك زندگى پست و شقاوت بارى است ، و به همين جهت از زندان نه وحشتى دارند و نه ننگى و نه از اعمال شاقه اش مىترسند ، و نه از چوب و فلك آن ترسى دارند . و نيز به چشم خود مىبينيم ( در جوامعى كه به آن پايه از ارتقاء نرسيدهاند و حكم قصاص هم در بينشان اجراء نمىشود ، روز بروز آمار فجايع بالاتر ميرود ، پس نتيجه مىگيريم كه حكم قصاص حكمى است عمومى ، كه هم شامل ملل راقيه مىشود ، و هم شامل غير ايشان ، كه اكثريت هم با غير ايشان است . اگر ملتى به آن حد از ارتقاء رسيد ، و به نحوى تربيت شد كه از عفو لذت ببرد ، اسلام هرگز به او نمىگويد چرا از قاتل پدرت گذشتى ؟ چون اسلام هم او را تشويق به عفو كرده و اگر ملتى هم چنان راه انحطاط را پيش گرفت و خواست تا نعمتهاى خدا را با كفران جواب بگويد ، قصاص براى او حكمى است حياتى ، در عين اينكه در آنجا نيز عفو به قوت خود باقى است . و اما اين كه گفتند : رأفت و رحمت بر انسانيت اقتضاء مىكند قاتل اعدام نشود ، در پاسخ مىگوئيم بله و لكن هر رأفت و رحمتى پسنديده و صلاح نيست و هر ترحمى فضيلت شمرده نمىشود ، چون به كار بردن رأفت و رحمت ، در مورد جانى قسى القلب ، ( كه كشتن مردم برايش چون آب خوردن است ) ، و نيز ترحم بر نافرمانبر متخلف و قانونشكن كه بر جان و مال و عرض مردم تجاوز مىكند ، ستمكارى بر افراد صالح است و اگر بخواهيم بطور مطلق و بدون هيچ ملاحظه و قيد و شرطى ، رحمت را به كار ببنديم ، اختلال نظام لازم مىآيد و انسانيت در پرتگاه هلاكت قرار گرفته ، فضائل انسانى تباه مىشود ، هم چنان كه آن شاعر فارسى زبان گفته : ( ترحم بر پلنگ تيز دندان ) ( ستمكارى بود بر گوسفندان ) و اما اينكه داستان فضيلت رحمت و زشتى قساوت و حب انتقام را خاطر نشان كردند . جوابش همان جواب سابق است ، آرى انتقام گرفتن براى مظلوم از ظالم ، يارى كردن حق و عدالت است كه نه مذموم است و نه زشت ، چون منشا آن محبت عدالت است كه از فضائل است ، نه رذائل ، علاوه بر اينكه گفتيم : تشريع قصاص به قتل تنها بخاطر انتقام نيست ، بلكه ملاك در آن تربيت عمومى و سد باب فساد است . و اما اينكه گفتند : جنايت قتل ، خود از مرضهاى روانى است كه بايد مبتلاى بدان را بسترى كرد و تحت درمان قرار داد ، و اين خود براى جنايتكار عذرى است موجه ، در پاسخ